سير الي الله

نظرات در مورد منهاج فردوسيان

+ نوشته شده: ۶ اسفند ۱۳۹۶ساعت: ۱۰:۲۲:۳۸ توسط:رضا مقيم زاده موضوع:

نرم‌افزار «رهبر معنوي»، نشر آثار تربيتي «حاج فردوسي» منتشر شد.

مژده‌اي به:

علاقه‌مندان به تكامل فردي؛

مشتاقان كمال واقعي؛ 

جويندگان سعادت ابدي؛

سالكان وادي سير و سلوك؛

تشنگان معارف ناب اسلامي؛

خستگان صحراهاي حيرت؛

پيكاركنندگان با نفس امّاره؛

لطمه‌خوردگان از وساوس شيطان؛

محرومان از استاد اخلاق و عرفان؛

نرم‌افزار «رهبر معنوي»، نشر آثار تربيتي «حاج فردوسي» منتشر شد.

 

لينك دانلود از سايت:

http://menhajapp.ir


برچسب: حاج فردوسي منهاج فردوسيان رهبر معنوي سيروسلوك، سير و سلوك، عرفان، نرم افزار، اپليكيشن منهاج فردوسيان، اپليكيشن حاج فردوسي، استاد اخلاق، استاد عرفان، درس اخلاق، معارف ناب، كمال واقعي، سعادت ابدي،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۲ بهمن ۱۳۹۶ساعت: ۱۲:۲۶:۰۵ توسط:رضا مقيم زاده موضوع:

حاج فردوسي رهبر معنوي مشتاقان كمال و سعادت

بايد خليل بود و به يار اعتماد كرد

گاهي بهشت در دل آتش فراهم است

بهشت را در سخنان تأثيرگذار حاج فردوسي جستجو كن


برچسب: حاج فردوسي، منهاج فردوسيان، قرآن، عرفان، اسلام ناب، تشيع خالص، سير و سلوك، سير الي الله، معرفت، معرفة الله، منهاجي، رسم الخط قرآن، القرآن العظيم، القرآن العزيز، القرآن المجيد، رسم الخط حاج فردوسي، رسم الاملاء،،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۱ دى ۱۳۹۶ساعت: ۱۱:۵۲:۴۲ توسط:رضا مقيم زاده موضوع:

جمله كوتاه

+ نوشته شده: ۱۶ آذر ۱۳۹۶ساعت: ۰۴:۴۰:۳۵ توسط:رضا مقيم زاده موضوع:

سخنان سيد حسن آقاميري + نقد

بسمه تعالي

با عرض سلام خدمت حاج فردوسي
من يك جوان هستم كه چند سالي است با منهاج آشنا شدم. چند ماهي هست كه كليپ‌هاي سخنراني از شخصي
به نام آقاي سيد حسن آقاميري در فضاي مجازي و اجتماعي و موبايل‌ها پخش شده كه در بين جوانان‌ها طرفداري هم پيدا كرده كه يجوراي خلاف آيات و روايات صحيح سخن مي‌گويند. در جايي مي‌گويند كه چطور خدا بخاطر چند تار
مو، خانمي رو هزار سال در آتش جهنم مي‌سوزاند و عذاب مي دهد و وقتي تشنه شد زقوم (چرك و خون جوشيده) چرك مي‌دهد. چطور مي‌شود عاشق چنين خدايي شد؟ اگر اينطوره كه داعشي‌ها بهترند . خدا بدتر از داعشي‌ها عمل مي‌كند و … (نقل به مضمون)
اما براي منم سؤالي پيش آمده طبق روايتي از امام رضا(ع) كه فرمود: پيامبر اكرم (ص) در شب معراج گروهي از زناني را ديدند كه به عذاب دچار شده بودند. در آن شب، زني را ديدند كه صورت و بدنش را با قيچي جدا مي‌كردند، و او كسي بود كه خود را بر مردان [نامحرم] عرضه مي كرد. در اين روايت بالا آمده است كه پيامبر اكرم(ص) در شب
معراج، زني را ديدند كه به موهايش آويزان شده بود، و مغز سرش مي‌جوشيد و آن زني بود كه موهايش را از مردان نامحرم نمي‌پوشانيد.
شيخ صدوق، عيون اخبار الرضا(ع)، ج ۲، ص ۱۰ و ۱۱، انتشارات جهان، ۱۳۷۸
يا اينكه شما در كتاب بهشت وجهنم در منهاج فردوسيان مي‌فرماييد تفكر در آيات و روايات بهشت و جهنم باعث رجا و
خوف در منهاجي ميشه اما ايشون در كليپي دارند مي‌گويند: خدا در طمع عبادت نميشه چون طمعكار، خدا رو نمي‌بيند خودشو مي‌بينه، اميال خودشو ميبينه تقرب به خدا پيدا نميكنه تقرب به اميالش ميكنه پس نگيد حوري و جنات !!! يا در مورد جهنم ميگه مردم از خدا نترسيد، وقتي انسان بترسه اختيار ازش گرفته ميشه كسي كه اختيارو ازش بگيريد آدميتشو ازش گرفتيد كسي كه اختيار ازش بگيري عبادت نداره، ديگه تقرب به خدا پيدا نميكنه.

لطفاً راهنمايي بفرماييد
با تشكر از شما
********************

جواب: سلام عليكم
توجه شما را به چند نكته جلب مي‌كنم:
۱. روحاني نامبرده، به شدت گرفتار افكار صوفيانه است. افكاري كه نه قرآن كريم آن را تأييد مي‌كند و نه روايات معتبر از ائمه‌ي طاهرين (عليهم‌السلام) و نه مراجع و علماي اصيل شيعه.
سراسر قرآن كريم و روايات معتبر از پيامبر باعظمت اسلام، همان چيزي را مي‌فرمايد كه در هزار و اندي سال اخير، علماي اعلام، بر فراز منابر نور گفته و در كتاب‌هاي مستقيم خود، نوشته‌اند.
سخنان ايشان، در تضاد كامل با آيات و روايات است. با چند شعر و ضرب المثل و خواب و مكاشفه و برش‌هاي ناشيانه از تاريخ، نمي‌توان به مصاف واضحات و مسلّمات قرآن و روايت رفت.
۲. ما مأموريم كه دينمان را از قرآن كريم و روايات معتبر بگيريم نه از هر سري كه صدايي بلند كند. پس بر راه درست منهاج فردوسيان، محكم بايستيد و از اينگونه افكار صوفيانه، دچار ترديد در اساس اسلام عزيز نشويد.
۳. مفهوم اساسي نيت، در كتاب «مفاهيم راهبردي در منهاج فردوسيان»‌ به طور كامل، بحث شده است. آنجا نوشتيم كه انسان، طمعكار بالفطره است و هر عملي كه انجام مي‌دهد، به اميد «جلب منفعت» و «دفع ضرر» مي‌باشد. اگر كسي را پيدا كنيد كه كاري جز براي دو غرض بالا انجام دهد، او از محدوده‌ي عقل، فاصله گرفته و دچار جنون شده است. البته گاهي اوقات، در اثر غلبه‌ي شوق، انسان از مرحله‌ي عقل، دور شده و سخناني عاشقانه مي‌زند، ولي وقتي به حال عادي برگشته و به خود مي‌آيد، دوباره در پي «جلب منفعت» و «دفع ضرر» خواهد بود.
توصيه مي‌كنم، حتماً بحث مهم و اساسي نيت را مطالعه كنيد تا با دروغ‌هاي بزرگي مانند «قربه الي الله» و «فناء في الله» كه به ما گفته‌اند،‌ بيشتر آشنا شويد.
۴. اميد است مانند جناب دانشمند كه بعد از مدتي، رسماً از فحاشي و توهين به مقدسات عامه، عذرخواهي كرد و راه سليم و صراط متين مدارا با ساير فرق اسلامي در زمان غيبت را پيش گرفت، ايشان نيز به همين زودي‌ها، از خيالات باطل و افكار صوفيانه و شيطاني و ضدقرآني خود، توبه كرده و بر فراز همان منبري كه غصب كرده است، اعلام عمومي نمايد. و نارضايتي خداي تعالي و رسول اعظم و حضرت بقيه الله الاعظم (ارواحنا فداه) را به قيمت راضي كردن افكار ناآشنا با تعاليم وحي، براي خويش فراهم نياورد.
۵. توجه داشته باشيد كليپ‌هايي كه از ايشان منتشر شده، همگي همراه با موسيقي است. گويا همچنان كه برخي چيني‌ها، گوشت سگ را فقط با شراب سفيد مي‌توانند بخورند، اين حرف‌هاي صوفيانه را هم فقط با تار و ني مي‌شود به خورد افكار ناپخته داد!

موفق باشيد
حاج فردوسي

 

منبع : http://waghefemahal.blogfa.com/post/1


برچسب: حاج فردوسي، منهاج فردوسيان، قرآن، عرفان، اسلام ناب، تشيع خالص، سير و سلوك، سير الي الله، معرفت، معرفة الله، قاضي، علامه طباطبايي، علامه طهراني، منهاجي، نقد منهاج فردوسيان، اشكالات منهاج فردوسيان، اشكال حاج فردوسي، ظهور، امام زمان، امام عصر، بهجت، آيت الله بهجت، سيد هاشم حداد، پناهيان، محمد شجاعي، مركز نشر، آيت الله، تصوف، صوفي، رسم الخط، قرآن، القرآن العظيم، القرآن العزيز، القرآن المجيد، رسم الخط حاج فردوسي، رسم الاملاء،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۶ آذر ۱۳۹۶ساعت: ۰۴:۳۹:۳۶ توسط:رضا مقيم زاده موضوع:

كارهاي تشيع نانوشته در باره‌ي سفر و مسافر

مقدمه:
نوعي از تشيع، در جامعه‌ي امروز ما به عنوان دين رسمي پذيرفته شده كه بخش‌هايي از قواعد نظري و قوانين عملي آن، در هيچ كتاب و سندي نوشته نشده و مستند به هيچ سند معتبري از وحي نيست، ولي به شدت در عمل، ‌مراعات ‌مي‌شود و بدنه‌ي اصلي فرهنگي دينداري عوام شيعه‌ي امروز را تشكيل مي‌دهد، اين نوع از تشيع را «تشيع نانوشته» مي‌ناميم.
چون اين ديدگاه‌ها و اعمال، در نزد تقريباً عموم شيعيان ايران رايج است، از آن به «تشيع» ياد مي‌كنيم ولي در حقيقت، اينها تشيع ناب و خالص نيست. و از آن جهت به آن «نانوشته» مي‌گوييم كه عمده‌ي آن، حتي در جايي نوشته نشده و فقط به صورت سينه به سينه از نسلي به نسل بعد منتقل مي‌گردد، يا به صورت موجي توسط رسانه‌هاي جمعي (تلويزيون،‌ راديو، اينترنت و روزنامه) به قالب عملي ديني جلوه‌گر ‌مي‌شود.
البته بايد توجه داشت كه اين ديدگاه‌ها و آداب عملي، از مواردي انتخاب شده كه عموميت دارد و قسمت زيادي از ديدگاه‌ها و آداب و رسوم شيعيان در نقاط مختلف ايران، در آن نيامده است.
همچنين لازم به ذكر است كه اين ديدگاه‌ها و آداب، مربوط به شيعيان ايران است و اگر ديدگاه‌ها و آداب ساير شيعيان مانند شيعيان عراق، عربستان، هند و پاكستان مورد بررسي و مطالعه قرار گيرد، عجايب و غرايب بسيار ديگري بر اين مجموعه افزوده مي‌شود.
و نيز بايد توجه داشت كه اين ديدگاه‌ها و آداب و رسوم، مربوط به زمان حال است و از آنچه در گذشته، رايج بوده و اكنون مورد توجه نيست، چشم‌پوشي شده است. اميدواريم روزي بيايد كه موارد ياد شده در ذيل، با موارد منهاجي آن، جايگزين گردد.
در ادامه، نمونه‌هايي از تفاوت «تشيع نانوشته» به همراه مقايسه‌اش با ديدگاه‌ها و اعمال توصيه‌شده در «منهاج فردوسيان» را بيان مي‌كنيم تا تفاوت اين دو نوع از تشيع، بهتر آشكار شود. البته لازم به ذكر است كه بعضي از اين ديدگاه‌ها و رفتارها، دين نيست بلكه «آئين» است يعني به عنوان تشيع بدان پرداخته نمي‌شود ولي در حد دستورات ديني، محترم شمرده ‌مي‌شود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
كارهاي تشيع نانوشته در باره‌ي سفر و مسافر:
۱. در تشيع نانوشته، مسافر را براي محافظت، از زير قرآن عبور مي‌دهند.
در منهاج فردوسيان، توصيه‌اي به چنين عملي براي محافظت نيامده است.
۲. در تشيع نانوشته، پشت سر مسافر، آب و سبزه مي‌ريزند.
در منهاج فردوسيان، توصيه‌اي به چنين عملي نيامده و انجامش را مفيد به حال مسافر و بازماندگان نمي‌دانند.
۳. در تشيع نانوشته،‌ براي سفر عتبات عاليات (كربلا، نجف، سامرا و كاظمين)،‌ وليمه مي‌دهند.
در منهاج فردوسيان، چنين سفارشي وارد نشده است.


برچسب: منهاجي، نقد منهاج فردوسيان، اشكالات منهاج فردوسيان، اشكال حاج فردوسي، ظهور، امام زمان، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۰۱:۵۰:۱۱ توسط:رضا مقيم زاده موضوع:

آيا در منهاج فردوسيان مي‌توان به حقيقت دين (اسلام، ايمان و احسان) رسيد؟

آيا در منهاج فردوسيان مي‌توان به حقيقت دين (اسلام، ايمان و احسان) رسيد؟ /
طرح سؤال: بر طبق آيه‌ي ۱۴ سوره‌ي حجرات، ايمان از اسلام، خاص‌تر و دايره‌اش از دايره‌ي آن كوچكتر است. و بر طبق حديث جبرئيل، احسان، مرتبه‌اي بسيار بالاتر از ايمان است. اين مراتب سه‌گانه، چگونه در منهاج فردوسيان تبيين شده است؟
جواب: در اين كه ايمان، برتر از اسلام است، شكي نيست و تصريح قرآن كريم است، آنجا كه مي‌فرمايد: «قَالَتِ الْأَعْرَابُ آَمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ» (سوره‌ي حجرات، آيه‌ي ۱۴) ترجمه: اعراب گفتند: ايمان آورديم. بگو ايمان نياورده‌ايد، ولي بگوييد اسلام آورديم، چرا كه هنوز ايمان به دلهايتان راه نيافته است.
اما بالاتر بودن احسان بر ايمان، آن هم به استناد حديث جبرئيل، جاي تأمل دارد. در بررسي حديث جبرئيل عرض مي‌كنيم: اين حديث كه در نزد عامه بسيار مشهور است، توسط عمر بن خطاب نقل شده و افرادي چون بخاري و مسلم، آن را روايت كرده‌اند. در متن حديث آمده است: عَن عُمَرَ بن الخَطَّابِ قَالَ: بَينَما نَحٌنُ عِندَ رَسُول الله (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) ذَاتَ يَومٍ اِذ طَلَعَ عَلينَا رَجُلٌ شَديدُ بَيَاض الثَّياب، شَدِيدُ سَوَادِ الشَّعر لا يُري عَلَيهِ اَثَرُ السَّفَرِ وَ لا يَعرِفُهُ مِنَّا اَحَدٌ حتّي جَلَسَ اِلي النَّبِيَ (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) فَاَسنَدَ رُكُبَتَيهِ اِلي رُكُبَتَيهِ وَ وَضَعَ كَفَّيهِ عَلي فَخذَيهِ وَ قَالَ: يَا مُحَمَّدُ أَخْبِرْنِي عَنْ الْإِسْلَامِ. فَقَالَ رَسُولُ اللهِ (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) الْإِسْلَامُ أَنْ تَشْهَدَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَ أَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ وَ تُقِيمَ الصَّلَاهَ وَ تُؤْتِيَ الزَّكَاهَ وَ تَصُومَ رَمَضَانَ وَ تَحُجَّ الْبَيتَ إِنْ اسْتَطَعْتَ إِلَيهِ سَبِيلًا. قَالَ: صَدَقْتَ. قَالَ: فَعَجِبْنَا لَهُ يَسْأَلُهُ وَ يُصَدِّقُهُ. قَالَ: فَأَخْبِرْنِي عَنْ الْإِيمَانِ. قَالَ: أَنْ تُؤْمِنَ بِاللهِ وَ مَلَائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ تُؤْمِنَ بِالْقَدَرِ خَيرِهِ وَ شَرِّهِ. قَالَ: صَدَقْتَ. قَالَ: فَأَخْبِرْنِي عَنْ الْإِحْسَانِ. قَالَ: أَنْ تَعْبُدَ اللهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ … قَالَ: ثُمَّ انْطَلَقَ، فَلَبِثْتُ مَلِياً. ثُمَّ قَالَ لِي: يَا عُمَرُ، أَ تَدْرِي مَنْ السَّائِلُ؟ قُلْتُ: اللهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ. قَالَ: فَإِنَّهُ جِبْرِيلُ أَتَاكُمْ يُعَلِّمُكُمْ دِينَكُمْ!
ترجمه: عمر خطاب مي‌گويد: روزي در نزد پيامبر خدا (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) بوديم كه مردي با لباس بسيار سفيد و موي بسيار سياه ظاهر شد در حالي كه اثري از سفر بر او نبود و هيچكس از ما او را نمي‌شناخت. آمد تا رو به پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) نشست، پس زانوهايش را به زانوهاي ايشان تكيه داد و كف دستانش را بر ران‌هاي ايشان قرار داد و گفت: اي محمد، مرا از اسلام خبر بده. پيامبر خدا (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) فرمودند: اسلام اين است كه شهادت دهي كه خدايي جز خداي يگانه نيست و اين كه محمد فرستاده‌ي خداست و نماز برپاداري و زكات بپردازي و ماه رمضان را روزه بگيري و خانه را طواف كني اگر راهي به آن داشته باشي. گفت: راست گفتي. پس ما تعجب كرديم كه هم مي‌پرسيد و هم تصديق مي‌كرد. گفت: خبر بده مرا از ايمان. فرمودند: اين كه ايمان به خدا و فرشتگان و كتاب‌ها و پيامبرانش و روز واپسين بياوري و ايمان به قدر، خير و شرش بياوري. گفت: راست گفتي. گفت: پس خبر بده مرا از احسان. فرمودند: اين كه خدا را چنان عبادت كني كه گويا او را مي‌بيني پس اگر او را نمي‌بيني، او تو را مي‌بيند … پس رفت. اندكي بعد به من فرمودند: اي عمر، آيا مي‌داني سؤال‌كننده كه بود؟ گفتم: خدا و پيامبرش داناترند. فرمودند: او جبرئيل بود كه به نزد شما آمد تا به شما دين بياموزد.
پس با اين استناد ضعيف، نمي‌توان چيزي به عنوان «احسان» را اثبات كرد و آن را بالاتر از ايمان برشمرد. قرآن كريم، در بيش از نود آيه، پايه‌هاي رسيدن به كمال و سعادت را «ايمان» و «عمل صالح» معرفي مي‌فرمايد و نامي از «احسان» نمي‌برد و به آن اشاره‌اي نيز نمي‌كند. لذا در برنامه‌ي تربيتي منهاج فردوسيان، ايمان و عمل صالح، اركان اصلي ترقي شمرده شده است ولي از مرتبه‌اي به نام «احسان» يادي نشده است.


برچسب: منهاجي، نقد منهاج فردوسيان، اشكالات منهاج فردوسيان، اشكال حاج فردوسي، ظهور، امام زمان، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۰۱:۴۹:۴۸ توسط:رضا مقيم زاده موضوع:

«فردوس» بالاترين مقصد انسان نيست!

اشكال: «فردوس» بالاترين مقصد انسان نيست. /
طرح اشكال: همچنان كه از نامگذاري اين برنامه بر مي‌آيد،‌ و بارها بدان تصريح كرده‌ايد،‌ «فردوس» را بالاترين مقصد مي‌دانيد در حالي كه قرآن كريم،‌ بالاترين جايگاهي كه انسان به آن رسيده را مقام «قَابَ قَوْسَينِ أَوْ أَدْنَى» معرفي مي‌كند. (سوره‌ي نجم، آيه‌ي ۹) ترجمه: تا [فاصله‏اش] به قدر [طول] دو [انتهاى] كمان يا نزديكتر شد.
جواب:
اولاً: مفسران و قرآن‌پژوهان در تفسير اين آيه اختلاف نظر دارند. برخى باور دارند كه اين آيه مربوط به نزول جبرئيل بر استاد اعظم (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) و فاصله او با استاد اعظم (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) در هنگام نزول وحى مى‌باشد، يعنى هنگامى كه جبرئيل نخستين بار بر استاد اعظم (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) نازل شد، فاصله‌اش با ايشان به اندازه‌ي دو كمان و يا كمتر بود. در اين صورت، معني آيات: «إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ يُوحَى‏ * عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى‏ * ذُو مِرَّهٍ فَاسْتَوَى‏ * وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلىَ‏ * ثُمَّ دَنَا فَتَدَلّىَ‏ * فَكاَنَ قَابَ قَوْسَينِ أَوْ أَدْنىَ * فَأَوْحَى إِلىَ‏ عَبْدِهِ مَا أَوْحَى» (سوره‌ي نجم، آيات ۴ تا ۱۰) چنين ‌مي‌شود: «گفتار او [= پيامبر] چيزى جز وحى كه به او نازل مى‏شود، نيست. [فرشته‏‌ي] بسيار نيرومند به او تعليم داده است. [همان كه‏] داراى درايت و توانمندى شگفتى است، پس [به آنچه كه مأمور انجامش مى‏باشد] مسلط و چيره است. در حالى كه در افق اعلا بود. سپس نزديك رفت و نزديك‏تر شد، پس [فاصله‏اش با پيامبر] به اندازه‌ي فاصله‌ي دو كمان گشت يا نزديك‏تر شد. آن گاه [خداي تعالي به واسطه‌ي فرشته‌ي وحي،] به بنده‏اش آنچه را بايد وحى مى‏كرد، وحى كرد».
برخى ديگر عقيده دارند كه اين آيه مربوط به معراج استاد اعظم (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) بوده و ناظر بر قرب معنوى استاد اعظم (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) به خداوند است؛ يعنى هنگامى كه استاد اعظم (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) به معراج برده شدند، فاصله‌ي ايشان از ساحت مقدس پروردگار به اندازه‌ي دو كمان يا كمتر بوده و حجاب از برابر ديدگان ايشان برداشته شد. و اين تعبير، كنايه از شدّت قرب معنوى است وگرنه او با بندگانش فاصله‌ي مكانى ندارد تا با قوس سنجيده شود.
با اين حساب، نمي‌توان آيه‌اي كه مورد اختلاف است را پايه‌اي براي رسيدن به نظريه‌اي قطعي قرار داد و مقصد اعلاي بشر را مقام «قَابَ قَوْسَينِ أَوْ أَدْنَى» دانست.
ثانياً: اگر معني دوم را بپذيريم، يعني نزديك شدن استاد اعظم (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) به خداي تعالي را قبول كنيم، از اين نكته نمي‌توان غافل شد كه اين گزارش قرآني، گزارش «حالي» است كه براي ايشان پيش آمد كه به آن مرتبه رسيدند و سپس برگشتند و هيچ‌وقت تكرار نشد. در صورتي كه سخن در «مقام» است كه جايگاه استقرار ابدي باشد.
ثالثاً: اگر معني دوم را بپذيريم، اين «حال» فقط براي استاد اعظم (صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) اتفاق افتاد و براي هيچ‌يك از استادان معظم (عليهم‌السلام) اتفاق نيافتاد. پس چطور ‌مي‌شود انتظار داشت وقتي براي امير المؤمنين (عليه‌السلام) و امامان معصوم از نسل ايشان، قابل دسترسي نيست، براي بشر معمولي، مقصد باشد و احتمال رسيدن به آنجا داده شود، تا به عنوان مقصد معرفي گردد؟!
رابعاً: اين كه «فردوس» را بالاترين مقصد و درجه‌ي عالم هستي مي‌دانيم، بر اين پايه‌ي عقلي و نقلي استوار است كه بين دنيا و آخرت، آخرت برتر است؛ بين دو منزل آخرت يعني بهشت و جهنم، بهشت برتر است؛ و بين درجات صدگانه‌ي بهشت، درجه‌ي صدم ـ كه نامش «فردوس» است ـ از همه بالاتر است. پس بالاترين مقصد براي انسان،‌ رسيدن به «فردوس اعلي» است نه مقام «قاب قوسين» و امثال آن كه در كلمات عرفا و صوفيه، بسيار ديده ‌مي‌شود، ولي پايه‌ي محكم و بنيان مرصوصي در وحي ندارد.


برچسب: سير الي الله، معرفت، معرفة الله، قاضي، علامه طباطبايي، علامه طهراني، منهاجي، نقد منهاج فردوسيان، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۰۱:۴۹:۲۱ توسط:رضا مقيم زاده موضوع:

چرا به شبهات ـ مخصوصاً شبهات وهابيت ـ پاسخ نمي‌دهيد؟

سؤال: چرا در نظام جامع تربيتي منهاج فردوسيان، به شبهات ـ مخصوصاً شبهات وهابيت ـ پاسخ داده نمي‌شود؟ /
جواب: در جاي ديگر نوشتيم كه منهاج فردوسيان، براي بهتر شدن است، يعني براي رسيدن به قلّه‌هاي كمال و سعادت. براي رسيدن به اين قلّه‌ها، بايد حجاب‌هايي را پشت سر گذاشت و از گردنه‌هاي سخت و هول‌انگيزي عبور كرد. مقصود اصلي از تدوين، انتشار و تبليغ برنامه‌ي تربيتي منهاج فردوسيان، رساندن مشتاقان به كمال و سعادت و عالي‌ترين درجات تكامل بشري است. منهاج فردوسيان براي اصحاب منهاج فردوسيان، نيازي به پاسخ‌گويي به شبهات نااهلان بويژه وهابيون احساس نمي‌كند. علاوه بر اين كه مراكز متعددي براي پاسخ‌گويي به شبهات اينان، راه‌اندازي شده است. اين مراكز، با جواب دادن به شبهات، از بدتر شدن جامعه، جلوگيري مي‌كنند ولي نقش مستقيم و قابل ذكري در بهتر شدن جامعه ندارند.


برچسب: ظهور، امام زمان، امام عصر، بهجت، آيت الله بهجت، سيد هاشم حداد، پناهيان، محمد شجاعي، مركز نشر، آيت الله، تصوف، صوفي، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۰۱:۴۸:۵۳ توسط:رضا مقيم زاده موضوع:

بالاترين محبت، بايد براي خدا باشد نه بهشت!

اشكال: بالاترين محبت، بايد براي خدا باشد نه بهشت، در صورتي كه در منهاج فردوسيان، بر عكس اين، تبليغ مي‌شود. /
طرح اشكال: قرآن كريم مي‌فرمايد: «وَ الَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِلّهِ» (سوره‌ي بقره، آيه‌ي ۱۶۵) ترجمه: كسانى كه ايمان آورده‏اند، به خدا، محبت بيشترى دارند. در حالي كه شما مي‌خواهيد كه بيشترين محبت ما نسبت به بهشت و فردوس اعلي و نعمت‌هاي آن باشد.
جواب: سخن خداي تعالي در اين آيه، در مقابل كساني است كه غير از خداي تعالي را مُنعِم مي‌دانند. در صدر اين آيه مي‌فرمايد: «وَ مِنَ النَّاسِ مَن يتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ» (سوره‌ي بقره، آيه‌ي ۱۶۵) ترجمه: و برخى از مردم در برابر خدا، همانندهايى [براى او] برمى‏گزينند و آنها را چون دوستى خدا، دوست مى‏دارند ولى كسانى كه ايمان آورده‏اند، به خدا [كه نعمت‌دهنده‌ي واقعي است،] محبت بيشترى دارند.
اين در حالي است كه در اوايل همين سوره، با برشمردن نعمت‌هاي مختلف، از اين كه انسان، ديگري را به عنوان مُنعِم (نعمت‌دهنده) خويش بداند، نهي كرده است؛ مي‌فرمايد: «يا أَيُهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ * الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ فِرَاشًا وَ السَّمَاء بِنَاء وَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَّكُمْ فَلاَ تَجْعَلُواْ لِلّهِ أَندَادًا وَ أَنتُمْ تَعْلَمُونَ» (سوره‌ي بقره، آيات ۲۱ و ۲۲) ترجمه: اى مردم، پروردگارتان را كه شما و كسانى را كه پيش از شما بوده‏اند آفريده است پرستش كنيد، باشد كه به تقوا گراييد. همان [خدايى] كه زمين را براى شما فرشى [گسترده] و آسمان را بنايى [افراشته] قرار داد و از آسمان آبى فرود آورد و بدان از ميوه‏ها رزقى براى شما بيرون آورد، پس براى خدا همتايانى قرار ندهيد در حالى كه خود مى‏دانيد.
با اين حساب، برگشت اين محبت، به كمالات الهي نيست بلكه به انعام الهي است، و محبت داشتن به نعمت‌دهنده، موجب مي‌شود كه فرمان‌هاي او را بهتر انجام دهند تا نعمت بيشتري از او جلب كنند.
پس اشكال انسان اين است كه نعمت‌دهنده‌ي واقعي را رها كرده و به اشخاص يا اشياء ناتوان از نعمت‌دهي، چنان گرايشي پيدا مي‌كند كه در اصل، بايد آن گرايش را به مُنعِم واقعي يعني خداي تعالي داشته باشد.


برچسب: حاج فردوسي، منهاج فردوسيان، قرآن، عرفان، اسلام ناب، تشيع خالص، سير و سلوك، سير الي الله، ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت: ۰۱:۴۸:۳۰ توسط:رضا مقيم زاده موضوع: